ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

505

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

بار تولد ، كه به صراحت لهجه شهره است ، نتوانسته حق او را ادا نكند ، گويد : « سفرنامهء اوليا چلبى از آثار اصيل زبان تركى است . گر چه تخيّل در آن نفوذ بسيار دارد ، امّا به فراوانى مطالب جغرافيايى و نژاد نگارى و لغوى از آثار كلاسيك جغرافيايى عرب بسيار برتر است » . 171 بار تولد همين قضاوت را به اختصار در كتاب تمدن اسلامى خويش دربارهء اوليا چلبى تكرار كرده گويد : « اوليا چلبى ، با وجود تمايل به خيالپردازى ، به فراوانى مطلب و كثرت اطلاعات از بهترين جغرافىشناسان عرب سر است . » 172 نام اوليا چلبى را به مكتب جغرافىشناسان عرب بايد افزود ، كتاب جالب و كم نظير وى به مكتب قديم اسلامى وابسته است و اثرى از آشنايى با انديشه‌هاى جغرافيايى اروپايى ندارد ، 173 و از اين لحاظ نقطهء مقابل حاجى خليفه ، معاصر كهنسال خويش ، است . بىگفت و گو اوليا چلبى كه گاه و بىگاه به وسعت اطّلاعات خويش مىباليد منابع شرقى متعدّد به دسترس داشت ، ولى گزارش سفر وى بر مبناى مشاهدات دقيق شخصى تدوين شده و او ، به عنوان يك جهانگرد ، ذهن روشن و علاقه به كسب اطّلاع را با هم دارد . البتّه بعض مطالب سفرنامه را از منابع ديگر گرفته و اين قضيّه بخصوص دربارهء آمارها و پيشگفتارهاى تاريخى بعضى فصول كتاب صادق است . بسيارى حكايتها دربارهء كرامات اولياء و پارسايان را كه موضوع مورد علاقهء هميشگى اوست از كتب « مناقب » و « زيارات » و بيشتر مطالب تاريخى دورانهاى قديم را از « تواريخ آل عثمان » گرفته است . 174 آسان نمىتوان گفت كه مطالب وى دربارهء جغرافياى محلى و اقليمى منقول است ، ولى ممكن است اين گونه مسائل انعكاسى از قرائت مؤلّفات جغرافى شناسان با اطّلاعات جغرافيايى ايام پيشين باشد . تشنر به طور قطع مدلل داشته كه اوليا چلبى ، جهان‌نماى حاجى خليفه ، معاصر كهنسال خود ، را نمىشناخته ولى با كتاب مناظر العوالم محمّد عاشق كه بيشتر با روح وى دمساز بوده به خوبى آشنايى داشته است . نشان آشنايى وى با كتاب مذكور آنكه از ترتيب تقسيم « اقليمهاى واقعى » ، يعنى اقليمهاى بطلميوسى ، و « اقليمهاى عرفى » ، يعنى مناطق جغرافيايى مطابق روش ابو الفدا ، به خوبى مطلع بوده است . 175 شايد اطّلاع وى از جغرافىشناسان عرب و ايران كه در بعضى از صفحات كتاب نمايان است از راه كتاب مناظر العوالم آمده است . اين گونه اطّلاعات هنگام گفت و گو از مناطق قديم اسلامى چون عراق فزونى مىگيرد ، 176 و دربارهء تاريخ گذشتهء آن مطالب فراوانى به دست مىدهد . گفت و گوى وى از منابع غربى ، در مقايسه با منابع شرقى ، اتفاقى و تبعى است و از لحاظ تعداد يا اهميت منبع جنبهء اساسى ندارد و از حدود اطلس كوچك ( اطلس مينور ) ، كه بىگفت و گو آن را به وسيلهء متن حاجى خليفه شناخته ، و نقشهء جهان ، كه تعيين اصل آن دشوار است ، تجاوز نمىكند . 177